سديد الدين محمد عوفى

531

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

كردم « 1 » و چون بازگشتم مرا بازخواند « 2 » و گفت : مرا در خاطر مىآيد كه اگر « 3 » بدين مبلغ مال وام‌هاى خود بگزارى « 4 » از براى اخراجات مستقبل « 5 » بار ديگر در اوام افتى پس پنجاه هزار درم « 6 » ديگر فرموديم تا از وظايف « 7 » به تو مى « 8 » رسانند تا در مصالح « 9 » خود صرف كنى . پس « 10 » آفريدگار را حمد گفتم « 11 » و امير المؤمنين را شكر كردم « 12 » و از خدمت بازگشتم و اين جمله « 13 » بركات « 14 » آن صلت رحم بود « 15 » و صدقه كه به جاى خود رفت « 16 » ، دانستم كه از « 17 » براى حسن عهد آن « 18 » شفقت كه در حق آن بيچاره « 19 » آوردم « 20 » آفريدگار تبارك و تعالى درهاى كرم و عنايت بر من بگشاد « 21 » ، و اين حكايت بدين معنى نزديك است كه : حكايت ( 4 ) [ پيرى از بلاد روم به جوانى از لشكر اسلام التجا برد و آن جوان پسر او بود . ] در كتاب الفرج بعد الشدة آورده است كه مردى از اهل كوفه حكايت كرد كه « 22 » در خدمت مسلمهء « 23 » عبد الملك بوديم در بلاد روم و آن بلاد را نهب فرمود « 24 » و در بعضى از منازل از « 25 » حال اسيران تفحص فرمود « 26 » و بگفت تا « 27 » مردان را بكشند « 28 » و زنان را قسمت كنند و در اثناى آن حال

--> ( 1 ) مپ 2 - و خدمت كردم ( 2 ) مج : مرا بخواند ( 3 ) متن و مپ 2 و بنياد - اگر ( 4 ) مج : بدهى ، متن و مپ 2 + و ( 5 ) متن و مپ 2 و بنياد - مستقبل ( 6 ) مپ 2 : دينار ( 7 ) مج - از وظايف ( 8 ) مج - مى ( 9 ) مج : مصلحت ( 10 ) بنياد + حضرت ( 11 ) مج - گفتم ( 12 ) مج : گفتم ( 13 ) مپ 2 + از ، مج + را ( 14 ) مج : به بركت ( 15 ) مپ 2 : يافتم ، مج - بود ( 16 ) مج : صدقه به جايگاه ( 17 ) مج - از ( 18 ) مپ 2 - و صدقه كه به جاى . . . آن ( 19 ) بنياد + بجا ( 20 ) مج : آن به جا آوردم ، مپ 2 : كردم ( 21 ) مج + نظم : خاك را تخمكى كه كاش ، * هر يكى را دهند دهت پاداش ، گر به نزديك تو خاك با كرم است ، * آنكه خاك آفريد ازو چه كم است ( 22 ) متن - حكايت كرد كه ( 23 ) مج + ابن ( 24 ) مپ 2 - آن بلاد . . . فرمود ( 25 ) متن و مپ 2 - از ( 26 ) مپ 2 : مىفرمود ( 27 ) مپ 2 - تا ( 28 ) مپ 2 : بكشيد